الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

193

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آيا دلائل زنده اى كه در آيات قبل در زمينه عدم شايستگى بتها براى پرستش گذشت كافى نيست كه هر ذى شعورى تصديق كند بت لايق پرستش نيست ؟ ولى باز مىبينيم اين جمعيت با كمال تعجب از پذيرفتن اين حقيقت آشكار خوددارى مىكردند . آخرين آيه مورد بحث بار ديگر روى علم خدا به غيب و شهود و پنهان و آشكار مجددا تكيه كرده ، مىگويد : قطعا خداوند از آنچه پنهان مىدارند و آنچه آشكار مىسازند با خبر است « ( * ( لا جَرَمَ أَنَّ اللَّه يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَما يُعْلِنُونَ ) * ) . اين جمله در واقع تهديدى است در برابر كفار و دشمنان حق كه خدا از حال آنها هرگز غافل نيست ، نه تنها برون بلكه درونشان را هم مىداند و به موقع به حسابشان خواهد رسيد . آنها مستكبرند ، و « خداوند مستكبران را دوست نمىدارد » ( * ( إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ ) * ) . چرا كه استكبار در برابر حق اولين نشانه بيگانگى از خدا است . كلمه « لا جرم » كلمه اى است مركب از « لا » و « جرم » كه معمولا براى تاكيد و به معنى « قطعا » به كار مىرود ، و گاهى به معنى « لا بد » ( ناچار ) و حتى گاهى به معنى « قسم » استعمال مىشود ، مثل اين كه مىگوئيم « لا جرم لافعلن » « سوگند مىخورم كه اين كار را انجام مىدهم » . و اما اينكه چگونه اين معانى از « لا جرم » استفاده شده از اين جهت است كه « جرم » در اصل به معنى چيدن و قطع كردن ميوه از درخت است ، و هنگامى كه « لا » بر سر آن در آيد مفهومش اين مىشود كه هيچ چيزى نمىتواند اين موضوع را قطع كند ، و از آن جلوگيرى نمايد و به اين ترتيب معنى « مسلما » و « ناچار » و گاهى « سوگند » از آن استفاده مىشود .